امامزاده سیداکبر

امامزاده سیداکبروکرامات وعنایات ایشان

امامزاده سیداکبر

امامزاده سیداکبروکرامات وعنایات ایشان

شفای سرطانی

اربعین امسال هم طبق معمول این چند ساله پیاده به طرف امامزاده سید اکبر به راه افتادیم.زن و بچه ،بزرگ و کوچک همه سینه زنان راه را طی میکردیم.دربین همه زن عربی که مغازه اش روبروی خانه ماست از همه پرشور تر سینه میزد و مرثیه سرایی میکرد و و زنان را تهییج میکردبیشتر سینه بزنند و قدراین روز و مسیر و امامزاده را بیشتر بدانند و دلیل می اوردکه شما بهتر میدانید شوهرم پا درد گرفت،درد سرطانی . من پارسال اربعین این مسیر رابه نذر و شرط شفای او امدم و امامزاده سید اکبر را به استمداد طلبیدم . اکنون شوهرم شفا گرفته .پس قدر بدانید این مراسم و این امامزاده محترم را.

امام زمان(عج) در جبهه موسیان

نامه شهید سیدمحمود (جمال) بنی هاشمی، پنج روز قبل از شهادت، به همرزمش شهید حسن شیخ شعبان :

...
نمی‌دانی چه معنویتی در اینجاست؛ دور از شهر و منجلاب‌های آنکه ساعت به ساعت در آن فرو می‌رویم. ان شاءالله سعادتش را پیدا می‌کنی و با هم در بهشت موعود دیدار می‌کنیم. می‌خواهم یکی از معجزات این جبهه (جبهه موسیان) را برایت بگویم ولی نمی‌دانم از کجا بگویم. از شور و حال برادران رزمنده، یا از ایثار آن‌ها، یا از معنویت منطقه...
این نامه را در صبح عاشورا می‌نویسم. دیشب معجزه‌ای روی داد که باید در تاریخ ثبت شود. دیشب سه گردان از برادران رزمنده مراسم عزاداری و سینه زنی انجام می‌دادند؛ البته هر کدام در محوطه‌ای جداگانه که امام زمان (عج) آمد. فرمانده کل قوا آمد و در آن میان دست پیرمردی را گرفت و با خود روی تپه‌ای برد. دو گردانی که با هم بودند همه شاهد این قضیه بودند و به دنبال نور رفتند، ولی او از آن تپه به روی تپه‌ای دیگر می‌رفت. در آخرین لحظه یک برادر پاسدار با تلاش زیاد خود را به امام زمان (عج) رساند و دستش را بوسید. امام زمان (عج) فرمود: «به خدا سوگند شما پیروزیدآری این گفته امام زمان (عج) ما و فرمانده کل قواست و بعد، از دیده‌ها پنهان شد. این در تاریخ بی‌سابقه است که ششصد نفر یک دفعه امام زمان (عج) را ببینند. من به این خاطر این را می‌گویم که در اینجا معنویت است، اما چشمان ما آن بصیرت را ندشت که فرمانده خود (امام زمان (عج) را از نزدیک ملاقات کنیم. بعداً خبر رسید که آن پیرمرد در نیمه‌های شب به چادر خود برگشته ولی من دیگر از آن پیرمرد خبری ندارم. ولی حسن جان! از تو می‌خواهم که بعد از نماز برای ظهور امام زمان (عج) دعا کنی و بگویی: خدایا! خدایا! تو را به جان زهرا (س)، تا انقلاب مهدی، خمینی را نگهدار. از عمر ما بکاه و به عمر او بیفزا.... پنج شنبه ۶/۸/۶۱ سیدجمال بنی هاشمی.»اعزامی از روستای گل سفید گیلان(بین رودسر و لنگرود)

برگرفته از :کتاب گل های سپید.صفحه310و311.گرداوری و تدوین کمیل رضوان خواه.انتشارات امینان

تشکروقدردانی

بدینوسیله از زحمات هیئت امنا جدید که نسبت به توسعه فضای بیرونی حرم و فضای سبز ان کوشیده اند به سهم خودم تشکر کنم. 

هرچند اقدام این عزیزان و هیئت های امنا قبل انشاالله مقبول امامزاده افتاده.خداوند توفیق خدمت به همه ما عنایت بفرماید.